راهی به سوی نجات

راهی به سوی نجات
Showing posts with label حضرت مریم. Show all posts
Showing posts with label حضرت مریم. Show all posts

Friday, July 8, 2016

چرا تولد از باکره مهم است؟

اصل تولد از باکره بسیار مهم است (اشعیاء 7 : 14 ، متی 1 :23 ، لوقا 1 : 27 و 34). اول، بیایید به کلام خدا نگاه کنیم که این واقعه را توضیح می دهد. در جواب سوال مریم، "این چگونه ممکن است؟" (لوقا 1 : 34)، جبرئیل می گوید "روح القدس بر تو خواهد آمد و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند." (لوقا 1: 35). فرشته یوسف را تشویق می کند که از ازدواج با مریم نترسد و می گوید "آنچه در وی قرار گرفته است از روح القدس است" (متی 1 : 20). متی می گوید که باکره "او را از روح القدس حامله یافتند" (متی 1 : 18). غلاطیان 4: 4 هم تولد از باکره را تعلیم می دهد "خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد".

از این عبارات، واضح است که تولد عیسی در نتیجة کار روح القدس در بدن مریم بود. هر دو قسمت غیر جسمانی (روح) و جسمانی (رحم مریم) در کار بودند. البته مریم نمی توانست خود را حامله کند و او فقط یک "ظرف" بود. فقط خدا می توانست معجزة در جسم قرار گرفتن را انجام دهد.

بهر حال، با انکار ارتباط فیزیکی بین مریم و عیسی مثل این است که بگوییم عیسی در واقع انسان نبود. کلام خدا به ما تعلیم می دهد که عیسی انسان کامل بود و بدنی جسمانی مثل بدن ما داشت. او این را از مریم گرفت. در عین حال، عیسی خدای کامل و ابدی با طبیعت بیگناه هم بود (یوحنا 1 : 14، 1 تیموتاوس 3 : 16، عبرانیان 2 : 14 -17)

عیسی در گناه بدنیا نیامد و لذا طبیعت بدون گناه داشت (عبرانیان 7 : 26 ). بنظر می آید که طبیعت گناه از یک نسل به نسل دیگر از طریق پدر به ارث می رسد (رومیان 5 : 12، 17، 19). تولد از باکره این موقعیت را بوجود می آورد که انتقال طبیعت گناه صورت نگیرد و اجازه می دهد که خدای ابدی انسان کامل شود.









با من همراه باشید:
#راهی_به_سوی_نجات
google+
www.rahibesooyenejat.blogfa.com

#rahibesooyenejat



Monday, July 4, 2016

به گناه حساس باشیم.


" اگر گوییم که با وی شراکت داریم، در حالی که در ظلمت سلوک می نماییم،
دروغ می گوییم و براستی عمل نمی کنیم.
لکن اگر در نور سلوک می نماییم، چنانکه او در نور است،
با یکدیگر شراکت داریم و خون پسر او عیسی مسیح،
 ما را از هر گناه پاک می سازد.
اگر گوییم که گناه نداریم خود را گمراه می کنیم و راستی در ما نیست.
اگر به گناهان خود اعتراف کنیم،
او امین و عادل است تا گناهان ما را بیآمرزد،
و ما را از هر ناراستی پاک سازد.
اگر گوییم که گناه نکرده ایم، او را دروغگو می شماریم و کلام او در ما نیست."
انجیل مقدس، ۱ یوحنا ۱: ۶- ۱۰

ایمانداران راستین مسیحی نسبت به گناه خود حساس اند و به آنها اعتراف و توبه می کنند.

          در سرتاسر کلام خدا، کتابمقدس، نور به عنوان استعاره ای برای حقیقت کار رفته است، چه حقیقت فکری و ذهنی، چه حقیقت اخلاقی ( بطور مثال رجوع کنید به مزمور ۱۱۹: ۱۹۵، ۱۳۰، امثال ۶: ۲۳).  وقتی کلام خدا در انجیل مقدس، ۱ یوحنا ۱: ۵ می فرماید: "خدا نور است و و هیچ ظلمت در وی هرگز نیست." می خواهد تاکید کند که خدای راستین، یعنی فقط خدای کتابمقدس، کاملاً عاری از هر گونه گناه است، چون نور و تاریکی نمی توانند باهم همزیستی داشته باشند. خدای کتابمقدس اصلاً قادر به گناه کردن نیست.
          عده ای ادعا می کنند که رابطه شان با خدا خوب و سالم است (آیۀ ۶ بالا)، گناهی در زندگی شان نیست (آیۀ ۸ بالا)، و اصلاً تا بحال گناهی نکرده اند (آیۀ ۱۰ بالا). اما این گونه افراد در تاریکی هستند. یکی از خصوصیات افراد بی ایمان به خداوند عیسی مسیح بی توجهی شان نسبت به گناهانشان است. "من چه گناهی کرده ام؟" اما بر عکس، از خصوصیات ایمانداران راستین مسیحی حساس بودنشان نسبت به گناهان خود می باشد. اینان دیدگاه صحیحی نسبت به گناه دارند. " در نور سلوک می نمایند، چنانکه او در نور است" (آیۀ ۷)، و ” به گناهان خود اعتراف می کنند" (آیۀ ۹). یک ایماندار راستین مسیحی می داند که اگر بخواهد با پدر آسمانی مشارکت داشته باشد، باید به گناهانش اعتراف، از آنها برگشته، و به مسیح به عنوان "شفیع اش" (انجیل مقدس، ۱ یوحنا ۲: ۱) توکل کند.
          پولس رسول نسبت به واقعیت گناه در زندگی اش بسیار حساس بود. انجیل مقدس، رومیان ۷: ۱۴- ۲۵ را بخوانید. برخلاف تصور اشتباه بسیاری، فصل هفتم رومیان در انجیل مقدس، شرح حال زندگی پولس پیش از ایمان آوردنش به مسیح و یا پیش از پر شدن او از روح القدس نبوده است. فصل هفتم رومیان را پولس در اوج رسالت و روحانیتش با الهام روح القدس نوشت. بدین خاطر نسبت به گناه حساس بود. شما چطور؟ آیا از جدالهای روحانی که در وجود شما طغیان می کنند آگاه هستید؟ آیا درک می نمائید که برای داشتن مشارکت با خدا باید در پاکی زندگی کنید؟ آیا حاضرید هر گناهی را بحضور پدر آسمانی اعتراف، و از آن برگشته و توبه کنید؟ آیا می دانید که می توانید انتخاب کنید که گناه نکنید؟ آیا از جدالهائی که با گناه در زندگی تان دارید بیزار و خسته شده اید (انجیل مقدس، رومیان ۷: ۲۴
اگر سئوالات بالا در مورد شما حقیقت دارند،
شادی کنید!
چون آنان نشانه هائی از حقانیت نجات آسمانی شما در مسیح هستند!
به گناهانمان در حضور پدرآسمانی اعتراف،
و از آنان بر گردیم.

با من همراه باشید:
#راهی_به_سوی_نجات
google+
www.rahibesooyenejat.blogfa.com

#rahibesooyenejat



Monday, June 27, 2016

آیا بحث الوهیّت مسیح ، مبنای کتاب مقدسی دارد؟



علاوه بر ادعاهای مشخصّی که عیسی راجع به خود داشت، شاگردانش نیز الوهیّت او را تصدیق کردند. آنها اعلام نمودند که مسیح قدرت بخشش گناهان را دارد، واین کاری است که فقط خدا میتواند انجام دهد، چون گناهان ما در واقع بر علیه او بوده اند (اعمال 5: 31 ؛ کولسیان 3: 13 ؛ مزمور 130: 4 ؛ ارمیا 31 :34). در همین رابطه، مسیح به عنوان کسی معرّفی شده است که بر زندگان و مُردگان داوری خواهد کرد (دوم تیموتاوس 4 : 1). توما عیسی را "خدای من و خداوند من" خطاب میکند (یوحنا 20 : 28). پولس عیسی را "خدای عظیم و نجات دهنده" مینامد (تیطس 2: 13) ؛ و روشن میسازد که عیسی مسیح قبل از تجسّم ، "در صورت خدا" بود (فیلیپیان 2: 5). نویسندۀ رساله به عبرانیان در خصوص عیسی مینویسد: "ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است و عصای ملکوت تو عصای راستی است" (عبرانیان 1: 8). یوحنا میگوید که : "در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود" ( یوحنا 1:1). ودر کلام خدا تعالیم بسیاری وجود دارند که خداوندی و الوهیت عیسی مسیح را تصدیق میکنند (مکاشفه 1: 17 ؛ 2: 8 ؛ 22: 13 ؛ اول قرنتیان 10: 4 ؛ اول پطرس 2: 6- 8 ؛ مزمور 18: 2 ؛ 95: 1 ؛ اول پطرس 5: 4 ؛ عبرانیان 13: 20 )، لیکن فقط یکی از این شواهد کافی است تا ثابت کند که الوهیت مسیح در نزد شاگردان امری پذیرفته شده بود.

مچنین عناوینی به عیسی مسیح نسبت داده شده که در عهد عتیق، فقط مختص یهُوّه (نام رسمی خداوند) بوده است. عنوان عهد عتیقی "نجات دهنده" (مزمور 130: 7 ؛ هوشع 13: 14) در عهد جدید به عیسی مسیح اطلاق شده است (تیطس 2: 13 ؛ مکاشفه 5: 9). عیسی مسیح در متی باب اول، عمانوئیل (خدا با ما) نامیده شده است. در کتاب زکریا 12: 10، این یهوه است که میفرماید : "بر من که نیزه زدهاند ،خواهند نگریست". اما عهد جدید این شرایط را در مورد مصلوب شدن عیسی مسیح توصیف میکند. (یوحنا 19 : 37 ؛ مکاشفه 1 : 7). اگر یهوه را نیزه زده و بر او خواهند نگریست؛ و عیسی مسیح را نیز نیزه زده، بر او نگریستند ؛ پس عیسی مسیح همان یهوه است. در فیلپیان 2: 10 – 11، پولس رسول اشعیا 45: 22 – 23 را در رابطه با عیسی مسیح بکار برده و آنرا تفسیر میکند. او از این فراتر رفته؛ در دعاهای خود نام عیسی را در کنار نام یهوه و هم مرتبه با او، بکار میگیرد: "فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد" (غلاطیان 1: 3 ؛ افسسیان 1: 2). کفر است اگر برای عیسی الوهیت قائل نشویم. در فرمان تعمید مسیح ، نام عیسی در کنار نام یهوه بکار رفته است: "در نام پدر [مفرد]، پسر و روح القدس" (متی 28: 19؛ همچنین دوم قرنتیان 13: 14). در کتاب مکاشفه ، یوحنا میگوید که همۀ خلقت، مسیح (برّه) را پرستش کردند. پس چنین نتیجه میگیریم که مسیح قسمتی از خلقت نیست.

اعمالی که تنها و تنها شایستۀ ذات اقدس الهی است به عیسی مسیح نسبت داده شدهاند. مسیح نه فقط مُردگان را زنده ساخت (یوحنا 5: 21؛ 11: 38 – 44) ، و گناهان را بخشید (اعمال 5: 31 ؛ 13: 38)، بلکه او خالق عالم هستی و نگهدارندۀ آن است (یوحنا 1: 2؛ کولسیان 1: 16 – 17)! این نکته قانع کنندهتر میشود وقتی که یهوه میفرماید که در طول آفرینش ، تنها بوده است (اشعیا 44: 24). علاوه بر اینها ، عیسی مسیح دارای صفاتی است که فقط خدا میتواند آنها را داشته باشد: ابدی (یوحنا 8: 58)، حاضر مطلق (متی 18: 20 ، 28: 20)، دانای مطلق (متی 16: 21)، و قادر مطلق (یوحنا 11: 38 -44).

حالا ، وقتی شخصی ادعای الوهیت کند؛ گول زدن مَردُم به باور کردن آن، یک چیز است و ثابت نمودن آن چیزی دیگر. مسیح برای اثبات الوهیت خود ، معجزات متعددی انجام داد و حتی از مُردگان نیز قیام فرمود. چند نمونه از معجزات او عبارتند از: تبدیل آب به شراب (یوحنا 2: 7)، راه رفتن بر روی آب (متی 14: 25)، تکثیر چیزهای فیزیکی (یوحنا 6: 11)، شفا دادن کوران (یوحنا 9: 7)، لنگان (مرقس 2: 3) ، و بیماران (متی 9: 35؛ مرقس 1: 40–42) و برخیزانیدن مُردگان (یوحنا 11: 43–44؛ لوقا 7: 11–15؛ مرقس 5: 40–35). و فراتر از همه اینها ، خود مسیح از میان مُردگان قیام فرمود. بجز مرگ و قیام خدایان افسانهای بت پرستان، در هیچ مکتب و یا دین دیگری، تا این حدّ جدّی، موضوع قیام از مُردگان مطرح نشده است. و هیچ دین دیگری تا این حدّ شواهد خارج از نوشته جات مُقدّس، جهت تأ یید صحّت خود، ارائه نداده است. طبق اظهارات دکتر گری هابرماس، حداقل دوازده حقیقت تاریخی وجود دارند که حتی محققین منتقد مسیحیت نیز آنها را میپذیرند.

1. عیسی از طریق مصلوب شدن جان سپرد.
2. او مدفون گشت.
3. مرگ او باعث شد که شاگردانش ناامید شده و متواری گردند.
4. قبرمسیح بعد از چند روز خالی پیدا شد (یا حداقل ادعا شد که خالی پیدا شده است).
5. شاگردان اعتقاد داشتند که ظهورمسیح قیام کرده را تجربه نمودهاند.
6. و بعد از این، شاگردان که انسانهای پُر از شک و تردید بودند، به ایماندارانی جسور تبدیل شدند.
7. این پیغام هستۀ اصلی موعظات کلیسای اولیه را تشکیل میداد.
8. این پیغام در اورشلیم موعظه شد.
9. در نتیجۀ این موعظات، کلیسا متولد شد و رشد کرد.
10. روز قیام، یعنی یکشنبه، به جای روز سَبَت (شنبه) به عنوان روز عبادت، جایگزین شد.
11. یعقوب شکاک نیز وقتی عیسی قیام کرده را ملاقات نمود، متبدل شده ایمان آورد.
12. پولس، دشمن مسیحیت، ظهورمسیح قیام کرده را تجربه نمود و به آن ایمان آورد.

حتی اگر شخصی با موارد مطرح شده در این لیست مخالف باشد؛ مواردی اندک میتوانند قیام مسیح از مردگان را ثابت کرده، خبر خوش انجیل را ارائه دهند؛ خبری که شامل مرگ، دفن، قیام و ظهورعیسی مسیح میباشد (اول قرنتیان 15: 1–5). درحا لی که شاید با استفاده از فرضیههائی بتوان یک و یا دو حقیقت فوق را توجیه کرد، قیام مسیح به تنهایی قادر است توضیح معتبر همۀ موارد فوق باشد. منتقدین میپذیرند که شاگردان ادعا نمودهاند که مسیح قیام کرده را به چشم خود دیدهاند. اما دروغ و وَهم و خیال نمیتواند آنگونه که قیام مسیح زندگی آنان را متبدل کرد؛ تغییر و تبدیل ایجاد کند. اول اینکه آنها چه چیزی را کسب میکردند؟ مسیحیت محبوب و عموم پسند نبود، و طبعاً برای آنها هیچ منفعت مالی را حاصل ننمود. و دوم اینکه مُشتی دروغ گو نمیتوانند برای هدفشان شهید شوند. هیچ عاملی بهتر از قیام مسیح نمیتواند میل و اشتیاق آنان را در روبرو شدن با مرگ ناهنجار، که فقط بخاطر ایمانشان واقع میشد، توضیح دهد. بله، عدۀ بسیاری بخاطر دروغهائی که آنها فکر میکنند حقیقت است، مرگ را پذیرا میشوند اما هیچ کس برای آنچه که میداند حقیقت نیست، جانش را فدا نمیکند.

در نتیجه ، مسیح ادعا نمود که همان یهوه میباشد و دارای الوهیت است (نه چون یکی از خدایان، بلکه برابر با خدای حقیقی). پیروانش (تعدادی یهودی که از بُت پرستی واهمه داشتند) نیز بر این امر ایمان داشته و او را چنین خطاب نمودند. مسیح ادعاهای خود را بوسیله معجزات و قیامی که جهان را تغییر داد به اثبات رساند. و هیچ فرضیۀ دیگری نمیتواند توضیح دهنده این حقایق باشد.





با من همراه باشید:


#rahibesooyenejat



آیا بحث الوهیّت مسیح ، مبنای کتاب مقدسی دارد؟



علاوه بر ادعاهای مشخصّی که عیسی راجع به خود داشت، شاگردانش نیز الوهیّت او را تصدیق کردند. آنها اعلام نمودند که مسیح قدرت بخشش گناهان را دارد، واین کاری است که فقط خدا میتواند انجام دهد، چون گناهان ما در واقع بر علیه او بوده اند (اعمال 5: 31 ؛ کولسیان 3: 13 ؛ مزمور 130: 4 ؛ ارمیا 31 :34). در همین رابطه، مسیح به عنوان کسی معرّفی شده است که بر زندگان و مُردگان داوری خواهد کرد (دوم تیموتاوس 4 : 1). توما عیسی را "خدای من و خداوند من" خطاب میکند (یوحنا 20 : 28). پولس عیسی را "خدای عظیم و نجات دهنده" مینامد (تیطس 2: 13) ؛ و روشن میسازد که عیسی مسیح قبل از تجسّم ، "در صورت خدا" بود (فیلیپیان 2: 5). نویسندۀ رساله به عبرانیان در خصوص عیسی مینویسد: "ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است و عصای ملکوت تو عصای راستی است" (عبرانیان 1: 8). یوحنا میگوید که : "در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود" ( یوحنا 1:1). ودر کلام خدا تعالیم بسیاری وجود دارند که خداوندی و الوهیت عیسی مسیح را تصدیق میکنند (مکاشفه 1: 17 ؛ 2: 8 ؛ 22: 13 ؛ اول قرنتیان 10: 4 ؛ اول پطرس 2: 6- 8 ؛ مزمور 18: 2 ؛ 95: 1 ؛ اول پطرس 5: 4 ؛ عبرانیان 13: 20 )، لیکن فقط یکی از این شواهد کافی است تا ثابت کند که الوهیت مسیح در نزد شاگردان امری پذیرفته شده بود.

مچنین عناوینی به عیسی مسیح نسبت داده شده که در عهد عتیق، فقط مختص یهُوّه (نام رسمی خداوند) بوده است. عنوان عهد عتیقی "نجات دهنده" (مزمور 130: 7 ؛ هوشع 13: 14) در عهد جدید به عیسی مسیح اطلاق شده است (تیطس 2: 13 ؛ مکاشفه 5: 9). عیسی مسیح در متی باب اول، عمانوئیل (خدا با ما) نامیده شده است. در کتاب زکریا 12: 10، این یهوه است که میفرماید : "بر من که نیزه زدهاند ،خواهند نگریست". اما عهد جدید این شرایط را در مورد مصلوب شدن عیسی مسیح توصیف میکند. (یوحنا 19 : 37 ؛ مکاشفه 1 : 7). اگر یهوه را نیزه زده و بر او خواهند نگریست؛ و عیسی مسیح را نیز نیزه زده، بر او نگریستند ؛ پس عیسی مسیح همان یهوه است. در فیلپیان 2: 10 – 11، پولس رسول اشعیا 45: 22 – 23 را در رابطه با عیسی مسیح بکار برده و آنرا تفسیر میکند. او از این فراتر رفته؛ در دعاهای خود نام عیسی را در کنار نام یهوه و هم مرتبه با او، بکار میگیرد: "فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد" (غلاطیان 1: 3 ؛ افسسیان 1: 2). کفر است اگر برای عیسی الوهیت قائل نشویم. در فرمان تعمید مسیح ، نام عیسی در کنار نام یهوه بکار رفته است: "در نام پدر [مفرد]، پسر و روح القدس" (متی 28: 19؛ همچنین دوم قرنتیان 13: 14). در کتاب مکاشفه ، یوحنا میگوید که همۀ خلقت، مسیح (برّه) را پرستش کردند. پس چنین نتیجه میگیریم که مسیح قسمتی از خلقت نیست.

اعمالی که تنها و تنها شایستۀ ذات اقدس الهی است به عیسی مسیح نسبت داده شدهاند. مسیح نه فقط مُردگان را زنده ساخت (یوحنا 5: 21؛ 11: 38 – 44) ، و گناهان را بخشید (اعمال 5: 31 ؛ 13: 38)، بلکه او خالق عالم هستی و نگهدارندۀ آن است (یوحنا 1: 2؛ کولسیان 1: 16 – 17)! این نکته قانع کنندهتر میشود وقتی که یهوه میفرماید که در طول آفرینش ، تنها بوده است (اشعیا 44: 24). علاوه بر اینها ، عیسی مسیح دارای صفاتی است که فقط خدا میتواند آنها را داشته باشد: ابدی (یوحنا 8: 58)، حاضر مطلق (متی 18: 20 ، 28: 20)، دانای مطلق (متی 16: 21)، و قادر مطلق (یوحنا 11: 38 -44).

حالا ، وقتی شخصی ادعای الوهیت کند؛ گول زدن مَردُم به باور کردن آن، یک چیز است و ثابت نمودن آن چیزی دیگر. مسیح برای اثبات الوهیت خود ، معجزات متعددی انجام داد و حتی از مُردگان نیز قیام فرمود. چند نمونه از معجزات او عبارتند از: تبدیل آب به شراب (یوحنا 2: 7)، راه رفتن بر روی آب (متی 14: 25)، تکثیر چیزهای فیزیکی (یوحنا 6: 11)، شفا دادن کوران (یوحنا 9: 7)، لنگان (مرقس 2: 3) ، و بیماران (متی 9: 35؛ مرقس 1: 40–42) و برخیزانیدن مُردگان (یوحنا 11: 43–44؛ لوقا 7: 11–15؛ مرقس 5: 40–35). و فراتر از همه اینها ، خود مسیح از میان مُردگان قیام فرمود. بجز مرگ و قیام خدایان افسانهای بت پرستان، در هیچ مکتب و یا دین دیگری، تا این حدّ جدّی، موضوع قیام از مُردگان مطرح نشده است. و هیچ دین دیگری تا این حدّ شواهد خارج از نوشته جات مُقدّس، جهت تأ یید صحّت خود، ارائه نداده است. طبق اظهارات دکتر گری هابرماس، حداقل دوازده حقیقت تاریخی وجود دارند که حتی محققین منتقد مسیحیت نیز آنها را میپذیرند.

1. عیسی از طریق مصلوب شدن جان سپرد.
2. او مدفون گشت.
3. مرگ او باعث شد که شاگردانش ناامید شده و متواری گردند.
4. قبرمسیح بعد از چند روز خالی پیدا شد (یا حداقل ادعا شد که خالی پیدا شده است).
5. شاگردان اعتقاد داشتند که ظهورمسیح قیام کرده را تجربه نمودهاند.
6. و بعد از این، شاگردان که انسانهای پُر از شک و تردید بودند، به ایماندارانی جسور تبدیل شدند.
7. این پیغام هستۀ اصلی موعظات کلیسای اولیه را تشکیل میداد.
8. این پیغام در اورشلیم موعظه شد.
9. در نتیجۀ این موعظات، کلیسا متولد شد و رشد کرد.
10. روز قیام، یعنی یکشنبه، به جای روز سَبَت (شنبه) به عنوان روز عبادت، جایگزین شد.
11. یعقوب شکاک نیز وقتی عیسی قیام کرده را ملاقات نمود، متبدل شده ایمان آورد.
12. پولس، دشمن مسیحیت، ظهورمسیح قیام کرده را تجربه نمود و به آن ایمان آورد.

حتی اگر شخصی با موارد مطرح شده در این لیست مخالف باشد؛ مواردی اندک میتوانند قیام مسیح از مردگان را ثابت کرده، خبر خوش انجیل را ارائه دهند؛ خبری که شامل مرگ، دفن، قیام و ظهورعیسی مسیح میباشد (اول قرنتیان 15: 1–5). درحا لی که شاید با استفاده از فرضیههائی بتوان یک و یا دو حقیقت فوق را توجیه کرد، قیام مسیح به تنهایی قادر است توضیح معتبر همۀ موارد فوق باشد. منتقدین میپذیرند که شاگردان ادعا نمودهاند که مسیح قیام کرده را به چشم خود دیدهاند. اما دروغ و وَهم و خیال نمیتواند آنگونه که قیام مسیح زندگی آنان را متبدل کرد؛ تغییر و تبدیل ایجاد کند. اول اینکه آنها چه چیزی را کسب میکردند؟ مسیحیت محبوب و عموم پسند نبود، و طبعاً برای آنها هیچ منفعت مالی را حاصل ننمود. و دوم اینکه مُشتی دروغ گو نمیتوانند برای هدفشان شهید شوند. هیچ عاملی بهتر از قیام مسیح نمیتواند میل و اشتیاق آنان را در روبرو شدن با مرگ ناهنجار، که فقط بخاطر ایمانشان واقع میشد، توضیح دهد. بله، عدۀ بسیاری بخاطر دروغهائی که آنها فکر میکنند حقیقت است، مرگ را پذیرا میشوند اما هیچ کس برای آنچه که میداند حقیقت نیست، جانش را فدا نمیکند.

در نتیجه ، مسیح ادعا نمود که همان یهوه میباشد و دارای الوهیت است (نه چون یکی از خدایان، بلکه برابر با خدای حقیقی). پیروانش (تعدادی یهودی که از بُت پرستی واهمه داشتند) نیز بر این امر ایمان داشته و او را چنین خطاب نمودند. مسیح ادعاهای خود را بوسیله معجزات و قیامی که جهان را تغییر داد به اثبات رساند. و هیچ فرضیۀ دیگری نمیتواند توضیح دهنده این حقایق باشد.





با من همراه باشید:


#rahibesooyenejat